دوستان، از این هفته به بعد قصد داریم که هربار با مطرح کردن یک سوال و با همراهی شما، بحثی را شروع و دنبال کنیم.
به این ترتیب هم میزان مشارکت کلیه بازدیدکنندگان فراهم می شود و هم با ارزیابی جوابها و پیشنهادات داده شده، می توان به یک جمع بندی کلی رسید و با ارائه آمار از آنها (نظرات ارایه شده) به نتیجه گیری نسبی رسید.
موضوع این هفته: برای آینده ایران چه نوع حکومتی را مناسب تر می دانید؟
ما همواره در بحث های خود که در مورد ایران و آینده سیاسی آن انجام می دهیم، براساس نوع تفکر سیاسی خود و با در نظر گرفتن نکات و عناصر کلیدی، نوعی از حکومت را برای کشورمان بهتر می دانیم. برهمین اساس، گروه ها و تشکل هایی چه در داخل و چه در خارج از ایران تشکیل یافته اند که یا با توافق بر روی اصول و اساس نامه ای مدون یا اصولی نانوشته ولی مورد توافق همگان ، فعالیت می کنند. نمونه هایی چون اتحاد جمهوری خواهان، هواداران سلطنت و دیگر احزاب و تشکل های سیاسی.
ولی از جایی که اکثریت این تشکل ها در خارج از ایران شکل گرفته اند و فعالیت می کنند و به علت ارتباط اندک یا اصولا عدم ارتباط اشان با داخل ایران، دیدگاه های مردم داخل کشور در رای گیری ها و نظراتشان انعکاسی ندارد. چرا که پس از یک بررسی کوتاه در داخل کشور در می یابیم که یا میزان آشنایی مردم با آنها صفر است یا اینکه حمایت از ایده های ارایه شده توسط آنان به میزان اندکی است. این امر لزوما هم به معنی مخالفت مردم با این نظریات نیست بلکه عدم گسترش این نظریات در میان مردم سبب عمده این امر است. هر چه بتوان میزان این مشارکت مردمی را بیشتر نمود می توان:
1- برد نظرات را هرچه بیشتر در میان عامه مردم گسترش داد و در نتیجه از حمایت درصد بالاتری از مردم برخوردار شد.
2- بر میزان آگاهی های سیاسی مردم که در واقع تعیین کننده اصلی در روند تعیین حکومت هستند، اضافه نمود.
3- از نیاز های اصلی مردم بیشتر و به نحوه عملی تری آگاهی پیدا گرد.
4- میزان مقبولیت گروه های سیاسی و احزاب را در بین مردم افزایش داد.
5- و در نهایت به نظرات عامه مردم جهت داد و از به هدر رفتن انرژی های پراکنده آنان جلوگیری نمود.
در اینجا این سوال مطرح می شود که ناآشنایی با خواسته ها و عدم تعریف مشخص از نیازهای عامه را چه باید کرد؟
پاسخ من به این سوال این است:
یکی از قدم های ابتدایی و مهم در مسیر شناسایی تشکل های سیاسی و احزاب به مردم، شناختن خواسته های عامه و ارایه تعریفی جامع به صورتی که مورد قبول آنان قرار گیرد، می باشد. انجام این قدم به عهده افرادی است که به عنوان نخبگان جامع وظیفه هدایت و شکل دهی به نیروهای مردمی را به عهده دارند. این امر هم میسر نمی شود مگر اینکه با تلاش و پشتکار فراوان، این تفکرات را به میانه عامه برد و آنها را تبدیل به جزیی از زندگی روزمره مردم نمود!
توجه: این رای گیری را تنها براساس دو نوع دولت انجام می دهیم (با در نظر داشتن عمومیت و شناخت نسبی عامه مردم از آنها). پس از نتیجه گیری از آمار، به شاخه های جزیی تر هریک اشاره کرده و ضمن ارایه شرح مختصر برای هرکدام، آنها را به رای می گذاریم. شاید در ابتدا این چنین تقسیم بندی کلی زیاد صحیح به نظر نرسد، ولی به عنوان قدم اول در شناخت نظرات عموم و رسیدن به یک نتیجه آماری مفید است.
توجه: ترتیب جوابها در این آمارگیری براساس حروف الفبا است و هیچ گونه ترجیح سیاسی در آن دخالت نداشته است
لطفا از قسمتی که در ستون سمت راست این صفحه در نظر گرفته شده برای دادن رای خود استفاده کنید
به این ترتیب هم میزان مشارکت کلیه بازدیدکنندگان فراهم می شود و هم با ارزیابی جوابها و پیشنهادات داده شده، می توان به یک جمع بندی کلی رسید و با ارائه آمار از آنها (نظرات ارایه شده) به نتیجه گیری نسبی رسید.
موضوع این هفته: برای آینده ایران چه نوع حکومتی را مناسب تر می دانید؟
ما همواره در بحث های خود که در مورد ایران و آینده سیاسی آن انجام می دهیم، براساس نوع تفکر سیاسی خود و با در نظر گرفتن نکات و عناصر کلیدی، نوعی از حکومت را برای کشورمان بهتر می دانیم. برهمین اساس، گروه ها و تشکل هایی چه در داخل و چه در خارج از ایران تشکیل یافته اند که یا با توافق بر روی اصول و اساس نامه ای مدون یا اصولی نانوشته ولی مورد توافق همگان ، فعالیت می کنند. نمونه هایی چون اتحاد جمهوری خواهان، هواداران سلطنت و دیگر احزاب و تشکل های سیاسی.
ولی از جایی که اکثریت این تشکل ها در خارج از ایران شکل گرفته اند و فعالیت می کنند و به علت ارتباط اندک یا اصولا عدم ارتباط اشان با داخل ایران، دیدگاه های مردم داخل کشور در رای گیری ها و نظراتشان انعکاسی ندارد. چرا که پس از یک بررسی کوتاه در داخل کشور در می یابیم که یا میزان آشنایی مردم با آنها صفر است یا اینکه حمایت از ایده های ارایه شده توسط آنان به میزان اندکی است. این امر لزوما هم به معنی مخالفت مردم با این نظریات نیست بلکه عدم گسترش این نظریات در میان مردم سبب عمده این امر است. هر چه بتوان میزان این مشارکت مردمی را بیشتر نمود می توان:
1- برد نظرات را هرچه بیشتر در میان عامه مردم گسترش داد و در نتیجه از حمایت درصد بالاتری از مردم برخوردار شد.
2- بر میزان آگاهی های سیاسی مردم که در واقع تعیین کننده اصلی در روند تعیین حکومت هستند، اضافه نمود.
3- از نیاز های اصلی مردم بیشتر و به نحوه عملی تری آگاهی پیدا گرد.
4- میزان مقبولیت گروه های سیاسی و احزاب را در بین مردم افزایش داد.
5- و در نهایت به نظرات عامه مردم جهت داد و از به هدر رفتن انرژی های پراکنده آنان جلوگیری نمود.
در اینجا این سوال مطرح می شود که ناآشنایی با خواسته ها و عدم تعریف مشخص از نیازهای عامه را چه باید کرد؟
پاسخ من به این سوال این است:
یکی از قدم های ابتدایی و مهم در مسیر شناسایی تشکل های سیاسی و احزاب به مردم، شناختن خواسته های عامه و ارایه تعریفی جامع به صورتی که مورد قبول آنان قرار گیرد، می باشد. انجام این قدم به عهده افرادی است که به عنوان نخبگان جامع وظیفه هدایت و شکل دهی به نیروهای مردمی را به عهده دارند. این امر هم میسر نمی شود مگر اینکه با تلاش و پشتکار فراوان، این تفکرات را به میانه عامه برد و آنها را تبدیل به جزیی از زندگی روزمره مردم نمود!
توجه: این رای گیری را تنها براساس دو نوع دولت انجام می دهیم (با در نظر داشتن عمومیت و شناخت نسبی عامه مردم از آنها). پس از نتیجه گیری از آمار، به شاخه های جزیی تر هریک اشاره کرده و ضمن ارایه شرح مختصر برای هرکدام، آنها را به رای می گذاریم. شاید در ابتدا این چنین تقسیم بندی کلی زیاد صحیح به نظر نرسد، ولی به عنوان قدم اول در شناخت نظرات عموم و رسیدن به یک نتیجه آماری مفید است.
توجه: ترتیب جوابها در این آمارگیری براساس حروف الفبا است و هیچ گونه ترجیح سیاسی در آن دخالت نداشته است
لطفا از قسمتی که در ستون سمت راست این صفحه در نظر گرفته شده برای دادن رای خود استفاده کنید



No comments:
Post a Comment