اگر انسانها را به دو دسته موفق و ناموفق تقسیم کنیم. مهمترین مشخصه افراد نا موفق در این است که همواره منتظر هستند تا کسی برایشان کاری انجام دهد. هیچگاه از خود ایده ای ندارند و همواره دنباله رو دیگران هستند. یا اصلا موقعیتهای پیش روی خود را نمی بینند و یا آنکه برای استفاده از آنها آماده نیستند و معمولا وقتی آماده می شوند که فرصت از دست رفته است. نهایت تلاششان این است که دنباله رو دیگران باشند بدون اینکه درک درستی از کاری که انجام می دهند داشته باشند و از همه بدتر همیشه شکستهای خود را به دیگران نسبت می دهند.
اما انسانهای موفق آنهایی هستند که همواره در تلاش هستند که دانش و توانایی خود را در بالاترین حد نگهدارند و مترصد فرصت مناسب می باشند تا از آن استفاده کنند. ایشان از کسی تقلید نمی کنند بلکه برای رسیدن به هدف خود برنامه ریزی می کنند و از تجربه دیگران نهایت استفاده را می برند و در راه هدف خود از انجام هیچ کاری دریغ ندارند. از شکستهای خود درس می گیرند و راه و روش خود را اصلاح می کنند.
خوب می توان همین را به ملتها نیز تعمیم داد. کافی است یک نگاه کوچک به کشورهای جهان سوم بیاندازیم و آنها را با کشورهای جهان اول مقایسه کنیم. اگر کشوری مثل کشور ما عقب مانده است دلیلی ندارد جز تنبلی و کوتاهی خودمان که می تواند ریشه در سنت، فرهنگ و دین ما داشته باشد.
قبل از هر چیز این نکته را توضیح دهم که به نظر من اگر علت عقب ماندگی و بدبختی خود را به گردن استکبار جهانی و قدرتهای خارجی (شرق و غرب) بیاندازیم نهایت خود فریبی است. البته کسی منکر دخالت ایشان در امور کشورمان و حمایت از دولتهای خودکامه و یا احزاب خائن نیست بلکه نکته این است که ما خودمان امکان این سو استفاده را در اختیار ایشان قرار داده ایم. خوب پس به جای متهم کردن دشمن خارجی بهتر است به خود بنگریم و مشکل را پیدا کرده و حل کنیم.
یکی از این مشکلات فرهنگ انتظار است؛ انتظار از خدا؛ انتظار از امام زمان؛ انتظار از دیگران؛ انتظار از مسئولان؛ انتظار از روشنفکران؛ انتظار از بیگانگان و ... تا کاری برای ما انجام دهند. من نیز برای سالیان دراز یکی از منتظرین بودم و ساعتها وقت خود را در انتظار به هدر دادم. اما امروز به این نتیجه رسیده ام که تمام مدت در اشتباه بوده ام. اینکه منتظر باشم تا فرد دیگری کاری برای من انجام دهد خیلی خوش باورانه است اگر احمقانه نباشد.
این است که تصمیم گرفتم به جای آنکه منتظر دیگران باشم تا کاری برای ایران و مردم ایران انجام دهد خودم دست بکار شوم و در حد توان خودم (من هم مثل شما یک فرد عادی می باشم که به هیچ حزب و گروهی وابسته نیستم) قدمی برای کشورم بردارم. خوب از آنجایی که پیشرفت میسر نمی شود مگر با ارتقا سطح فرهنگ و دانش مردم کشور و در صورت نبود دانش عمومی انحراف هر حرکتی به سادگی امکان پذیر است؛ تصمیم گرفتم از مسائل فرهنگی و اجتماعی و از خودم و اطرافیانم شروع کنم.
به عنوان اولین قدم با خود عهد کردم که منتظر کسی نباشم و اطرافیان خودم را هم تشویق کنم که بر ضد فرهنگ انتظار تلاش کنند. منتظر حتی خدا نباشید که برای شما کاری کند که تاریخ بشر نشان داده است خداوند هیچگاه سرنوشت قومی را تغییر نمی دهد مگر ایشان خود بخواهند. پس بیایید بخواهیم و برای رسیدن به خواسته خود حرکتی کنیم. مطمئن باشید با انتظار تنها چیزی که عاید ما می شود جز بدبختی و فلاکت نیست. نگذاریم بیگانگان و یا بیگانه پرستان سرنوشت ما را تعیین کنند. از سرنوشت کشورهای عراق و افقانستان درس بگیریم نباید نفت تمام شود و قحطی بیاید تا بیدار شویم ویا بمب ها فرود آیند تا از خواب غفلت بیدار شویم. امروز هنوز دیر نشده است و میتوان کاری کرد اگر ما خودمان بخواهیم. منتظر نباشید تا کسی برای شما تعیین تکلیف کند و به شما بگوید چه باید کرد. خود فکر کنید چه می توانید بکنید، تصمیم بگیرید و عمل کنید. یادتان باشد که سنگ بزرگ علامت نزدن است پس راهی را در پیش بگیرید که شدنی باشد.
کشور ما با پیشینه چند هزار ساله و منابع غنی نفتی هنوز جز عقب مانده ترین کشورها و مردم ما جز فقیرترین مردم جهان هستند. چرا؟؟ چون تا به حال خودمان چنین خواسته ایم. اینکه تا چه زمان این وضع ادامه پیدا خواهد کرد به خودمان بستگی دارد.
پاینده باد ایران
داود ع
No comments:
Post a Comment